تبليغاتX
روزهایی که میگذرند...
روزهایی که میگذرند...
دفتر خاطرات من کجاست...؟میخوام باز بنویسم... شاید واسه شما هم جالب باشه...
سه شنبه پنجم تیر 1386
وفاداری

امشب بهم گفت : اگه یه روزی یکیو دوست داشته باشی ولی بدونی اون تا ۲-۳ سال دیگه

میمیره٬ چیکار میکنی؟

گفتم: بستگی داره تا چه حد دوسش داشته باشم

- زیاد

- تا آخرین لحظه ای که زندست کنارش میمونم

- و بعدشم میری با یکی دیگه...

خدا جون... اون چی فکر میکرد؟ مگه میشه؟؟؟ البته تغصیری نداشت.آخه اون نمیدونست

دوست داشتن واسه من چه مفهومی داره...

- آدم خجالت میکشه به کسی که یکبار٬ حتی فقط یکبار به اون گفته"دوست دارم" خیانت

کنه...حتی اگه اون بمیره..... به نظرم اگه با خاطرات اون زندگی کنم قشنگتر باشه...

حالا اگه آدم بتونه طاقت بیاره! چرا میگم آدم؟؟؟ آخه خیلی از آدما اینطوری نیستن...خیلیا زود

عشقشونو فراموش میکنن...دل به عشق دیگه ای میبندن...پس خاطراتشون چی؟؟؟پس

حرفایی که تو تنهایی با هم گفتن واسه کی میمونه؟؟؟

 

+ نوشته شده در 1:30 توسط کوپید لییا.
موضوع: | لینک ثابت